عذاب جهل
بیایید کمی واقع بینانه بیاندیشیم
خرافه :
خرافه در اصطلاح داراى چند معنى است:
اول اعتقاد به اينكه بعضى از افعال يا الفاظ يا اعداد يا مدركات حسى موجب سعادت يا شقاوت مىشود.
دوم اطلاق اين لفظ به هر اعتقاد باطل يا ضعيفى.
سوم اطلاق آن به هر اصل يا روشى كه بدون حساب و ملاك معين در آن مبالغه شود. اگر شعور دينى از اصل خود دور شود و به صرف انجام افعال و حركات ظاهرى مبدل گردد كه گمان رود اين حركات در سعادت انسان مؤثر است، اين حالت را خرافه دينى گويند. از اين موارد است اينكه بعضى فيلسوفان گمان كردهاند اعتقاد دينى اگر مبتنى بر عقل نباشد سخن خرافه است. عقل خرافى ضد عقل علمى است.
حالا بیایید این مراسم چهارشنبه سوری را مورد بازبینی قرار دهیم واقعا کدامین علمی می خواهد این مراسم را توجیه کند و بگوید که یک خرافه بیش نیست زیرا که بخش عظیمی از تعاریف بالا در مورد خرافه را با خود همراه می کند .
یک عده می گویند که این مراسمی است که از روزگاران کهن مانده و مربوط به دین زرتشتی و ایران باستان است . بنده خودم اعتقاد دارم که یک پیامبری در ایران بوده ( فرقی نمی کنه اسمش چی بوده ، زرتشت بوده و یا .... ) اما کدام آدم عاقلی باور می کند که یک پیامبر یک چنین خرافه را به وجود آورد و باید اعتراف نماییم که خود ما این وصله ناجور را به این پیامبر چسبانیدم و یا نیاکان ما بعد از مرگ این پیامبر این اعمال را انجام دادند و به نام این پیامبر تمام کردند ، همانگونه که بعد از فوت حضرت ختمی مرتبت هزار خرافه را وراد دین کردند که اگر ائمه ( سلام الله علیه ) نبودند از اسلام هم جز همان خرافات باقی نمی ماند .
ما عادت کرده ایم که پایبند خرافات باشیم و آنها را به رسوم تبدیل و با جهالت تمام از آنها حمایت کنیم و در این موارد کاملا در جهل مرکب غوطه ور شویم و خود را نیز مبرا از جهل بدانیم.
هیچ کس نمی تواند یک دلیل منطقی برای این خرافه ( چهارشنبه سوری) که به رسم تبدیل شده بیاورد
یکی از
یکی از دوستان می گفت « که این عمل برای تخلیه انرژی جوانان است .»
واقعا جای تاسف دارد که دولت ومردم ما دست روی دست گذاشته اند و راه بهتری برای تخلیه انرژی جوانان انجام نمی دهند . در کشورهای دیگر می آیند انرژی جوانان را در امور مفید مانند انواع هنرها و ورزش و .... هدایت می کنند . اما ما چه نشسته ایم . وای به حال ما با این مستی و بودن در خواب نیستی .
باز این دوستمان می گفت« در کشورهایی مثل اسپانیا که گاوبازی می کنندو گاوها را در خیابان رهانموده و آنجا هم همانطور که می دانید چندین نفر طی این بازی کشته می شوند ؛ و چین که آنها هم جشن نور دارند و چندین نفر هر ساله در آنجا هم کشته می شنود . اما آنها این رسوم را رها نمی کنند چون به آن پایبندند و برایشان ارزش دارد . پس ما چرا این رسم را رها کنیم ؟»
همه انسانها آرزو دارند به خاطر امری مهم کشته شوند و نامشان جاویدان بماند و من نمی دانم این چه حماقتی است که ما برای یک لذت چند لحظه ای و یا به قول دوستمان تخلیه انرژی باید به خود و دیگران آسیب بزنیم ؟
از سویی چرا مافقط باید اعمال بیهوده کشورهای دیگر را برای خود سرمشق قرار دهیم و حاضر باش برای یادگیری کارهای بی فایده شان باشیم و هر وقت پای یادگیری کارهای خوبشان می رسد خود را به مردن می زنیم ؟ واقعا سوالی شده برای من
راستی این را هم باید بگویم که فروشندگان پیراهن در اسپانیا و فروشندگان مواد منفجره در چین هستند که از این رسوم سود می کنند و خوشا به حالشان که با ایجاد یک خرافه توانستند پول کلان به جیب بزنند .!!!!!
در ایرانش آمار به دستمان نرسیده چون فقط آمار دیگران را در دستمان قرار می دهند .
امیدوارم که این مراسم با تغییراتی که به سودمندی آن منجر می شود ادامه یابد و از حالت خرافه درآید و واقعا به یک جشن تبدیل شود که همه در آن بخندند نه اینکه یک عده بخندند و گاه بعد از خنده به بیمارستان رجوع کنند . و یک عده دیگری را هم که نخندیدند به بیمارستان بفرستند .