قرآن و حدیث و انحرافات
قرآن
اگر یک بوستان ، گلستان سعدی یا یک شاهنامه فردوسی به برخی از افراد به قول خود روشن فکربدهید که برای شما بخوانند و معنی کنند ( البته ملاک روشن فکری خواندن این کتب نیست ) هزار دلیل می آورند که نمی توانند و با لغات و تعبیرات و اصطلاحات آن دوره ها آشنا نیستند . البته این کتابها ، یکی( شاهنامه) کمترین لغات عربی را دارد و در مورد سعدی نیز گفته اند که : آیا ما به زبان سعدی صحبت می کنیم یا سعدی به زبان ما ؟
حال همین افراد که زبان مادری خود را نمی فهمند نوبت به قرآن که می رسد همه از مترجم گذشته تفسیرکننده نیز شده اند دیگر کار به جایی رسیده که آیات قران را تاویل نیز کنند.
این عده با خواندن ترجمه قرآن و برداشت آیات خاصی از آن خواسته یا نا خواسته از قرآن و اسلام خطاهای بسیار می گیرند و هزار عیب و نقص در قرآن و شریعت می یابند.
این عده نه می دانند که : آیات قرآن به چند دسته تقسیم می شود ، آیات تکمیل کننده ی یکدیگرند و هر آیه را باید با در نظر گرفتن دیگر آیات تفسیر و ترجمه کرد ، لغات قرآنی معنای بسیار دقیقی دارد که باید از آن مطلع باشند وهزاران نکته دیگر........
به این عده از جنابان توصیه می شود که به مطالعه ی بیشتر بپردازند و همواره خود را نسبت به بسیاری از امور نا آگاه فرض کنند و در پی یافت حقیقت تلاش بیشتر کنند و هر سخن را از هر کسی قبول نفرمایند .
برای راهنمای بیشتر ان عده بنده تفاسیر: المیزان آیت الله طباطبایی و تسنیم آیت الله جوادی آملی را برای سنین جوانان و تفسیر نور آقای قرائتی را برای نوجوانان پیشنهاد می کنم .
حدیث و سنت
در مورد حدیث نیز وضع بر منوال گفته شده است با شنیدن یا خواندن حدیث و گزارشی از حضرت رسول و ائمه اطهار (که سلام و درود خدا بر آنها باد ) از شخصی یا در تابی که نه اعتبار شخص برای آنها مشخص شده و نه سندیت کتاب مسجل هزاران خطای باریک تر از مو از ایشان و سیره ی آن بزرگواران می گیرند . همچنین در حدیث نیز باید دید که حدیث برای چه امری گفته شده و هدف از حدیث چه بوده و نباید فقط به ظاهر حدیث توجه داشت .
این افراد باید هر سخن را که از کسی می شنوند به گوینده اعتبار کافی ودرست داشته باشند و بعد آن سخنان را بیان کنند( البته این اعتماد و اعتبار نباید توهمی باشد ) این افراد باید در کتب حدیث نیز به منابع معتبر مراجعه کنند نه هر منبعی . برخی از افراد حدیثی نقل می کنند ، بعد از آنها می پرسی که از کجا این حدیث را بیان می کنید ؟ جواب می دهند که از بحار الانوار .
این عده نمی دانند که از کتاب گران سنگ بحار الانوار محدثین می توانند نقل حدیث کنند نه هر آدمی مثل من . زیرا نویسندهی بزرگ آن دراین کتاب هم احادیث معتبر و هم احادیث غیر معتبر را بیان کرده و به درد هر آدمی نمی خورد.
اما به عزیزان پیشنهاد می شود که در حدیث به چهار کتاب : من لا یحضره الفقیه از شیخ صدوق ، الاستیصار و التهذیب از شیخ طوسی و کافی از شیخ کلینی مراجعه کرده یا احادیثی که از این چهار کتاب است را بیان نمایند و سخنان خود را بدان سندیت دهند البته با شرایطی که گفته شد.