ایران و فرهنگ سیاسی درآن

فرهنگ سیاسی هر کشور شامل : ارزشها و باورهای سیاسی و  ایستارهای احساسی و عملی مردم نسبت به نظام سیاسی کشورشان می باشد.

خود فرهنگ سیاسی در جهان به چندین دسته تقسیم می شود که چهار دسته ی مشهور آن عبارتند از : 1. فرهنگ سیاسی محدود  2. فرهنگ سیاسی تبعه  3. فرهنگ سیاسی مشارکت  4. فرهنگ سیاسی مختلط

1-.فرهنگ سیاسی محدود : به کسانی مربوط است که از نظام سیاسی خود آگاهی چندانی ندارند یا اصلا آگاهی ندارند. این گونه افراد را در هر جامعه می توان دید ، اما در جامعه سنتی و عقب مانده شمار آنها بیشتر است .در کشوری که این فرهنگ سیاسی وجود دارد افراد دارای انجماد فکری هستند و از نظام خود هیچ انتظاری ندارند.

2- فرهنگ سیاسی تبعه : شهروندانی که از نقش های گوناگون حکومت مانند مالیات گیری و قانون گذاری آگاه هستند تبعه سیاسی می نامند . این گونه افراد از راه های نفوذ بر نظام سیاسی ممکن است اطلاع خاصی نداشته باشند  یا زیر بناهای جامعه را نشناسند و به عنوان مطرح کنندگان خواستها هیچ تصور روشنی از خود دارا نباشند . این گونه افراد برای حل و رفع مشکلات پیش آمده به رییس محلی یا رییس خانواده مراجعه می کنند و در تصورشان نمی گنجد که آنها را باید خودشان حل و رفع کنند.

3- فرهنگ سیاسی مشارکت : که در جامعه های بسیار پیشرفته وجود دارد و در آنها مردم در زندگی سیاسی مشارکت می کنند مشارکت کنندگان سیاسی افرادی هستند که از ساختار و روند نظام سیاسی و خواستهای خود آگاهی دارند و در کار تصمیم گیری دخالت می کنند . مشارکت کنندگان کنش ها و افکار خاصی نسبت به ساختار سیاسی مانند : احزاب و گروه های ذی نفوذ و نقش های آنها در این ساختارها می گیرند .

4- فرهنگ سیاسی مختلط : آن است که افراد دو یا هر سه فرهنگ سیاسی گفته شده در بالا را با هم دارا هستند .

اما در مورد ایران می توان گفت که دارای فرهنگ سیاسی از نوع مختلط ( فرهنگ سیاسی تبعه – مشارکت ) می باشد . یعنی اینکه افراد در ایران به صورت گسترده از وقایع و رخدادهای سیاسی جامعه خودشان به طریق گوناگون آگاهی پیدا می کنند و حتی به اظهار نظر در مورد این رخدادها در خانه و مکان های عمومی و ادارات و ..... می پردازند .خواست های خود را می شناسند . بسیاری از آنها  در امر تصمیم گیری شرکت می کنند .

اما متاسفانه این امید را دارا هستند که دولت همه ی مشکلات آنها را حل و فصل نمایند و حتی درکوچکترین امور نیز خود دست به تلاش چندان نمی زنند که می توان برای مثال به ریختن زباله در خیابان ها و کوچه ها اشاره نمود که انتظار دارند شهرداری زباله ای که آنها می توانند در سطلی که در بیست قدمی آنها قرار دارد را در خیابان ها جمع آوری کند . از سوی دیگر آنها خواست های خود را می شناسند اما راه های قانونی  رسیدن به این خواست ها را نمی شناسند و در پی یافتن این راه ها نیستند. در بسیاری از موارد حقوقی ، وکیل چیزی ناشناخته در ایران می باشد . 

امیدوارم ایرانیانی با فرهنگ سیاسی فعال و عالمانه را در آینده ای نه چندان دور داشته باشیم .