![]() |
![]() |
|
| از درد سخن گفتن و از درد شنیدن با مردم بی درد ندانی چه دردی است |
|
بیایید کمی واقع بینانه بیاندیشیم خرافه : خرافه در اصطلاح داراى چند معنى است: اول اعتقاد به اينكه بعضى از افعال يا الفاظ يا اعداد يا مدركات حسى موجب سعادت يا شقاوت مىشود. دوم اطلاق اين لفظ به هر اعتقاد باطل يا ضعيفى. سوم اطلاق آن به هر اصل يا روشى كه بدون حساب و ملاك معين در آن مبالغه شود. اگر شعور دينى از اصل خود دور شود و به صرف انجام افعال و حركات ظاهرى مبدل گردد كه گمان رود اين حركات در سعادت انسان مؤثر است، اين حالت را خرافه دينى گويند. از اين موارد است اينكه بعضى فيلسوفان گمان كردهاند اعتقاد دينى اگر مبتنى بر عقل نباشد سخن خرافه است. عقل خرافى ضد عقل علمى است. حالا بیایید این مراسم چهارشنبه سوری را مورد بازبینی قرار دهیم واقعا کدامین علمی می خواهد این مراسم را توجیه کند و بگوید که یک خرافه بیش نیست زیرا که بخش عظیمی از تعاریف بالا در مورد خرافه را با خود همراه می کند . یک عده می گویند که این مراسمی است که از روزگاران کهن مانده و مربوط به دین زرتشتی و ایران باستان است . بنده خودم اعتقاد دارم که یک پیامبری در ایران بوده ( فرقی نمی کنه اسمش چی بوده ، زرتشت بوده و یا .... ) اما کدام آدم عاقلی باور می کند که یک پیامبر یک چنین خرافه را به وجود آورد و باید اعتراف نماییم که خود ما این وصله ناجور را به این پیامبر چسبانیدم و یا نیاکان ما بعد از مرگ این پیامبر این اعمال را انجام دادند و به نام این پیامبر تمام کردند ، همانگونه که بعد از فوت حضرت ختمی مرتبت هزار خرافه را وراد دین کردند که اگر ائمه ( سلام الله علیه ) نبودند از اسلام هم جز همان خرافات باقی نمی ماند . ما عادت کرده ایم که پایبند خرافات باشیم و آنها را به رسوم تبدیل و با جهالت تمام از آنها حمایت کنیم و در این موارد کاملا در جهل مرکب غوطه ور شویم و خود را نیز مبرا از جهل بدانیم. هیچ کس نمی تواند یک دلیل منطقی برای این خرافه ( چهارشنبه سوری) که به رسم تبدیل شده بیاورد یکی از یکی از دوستان می گفت « که این عمل برای تخلیه انرژی جوانان است .» واقعا جای تاسف دارد که دولت ومردم ما دست روی دست گذاشته اند و راه بهتری برای تخلیه انرژی جوانان انجام نمی دهند . در کشورهای دیگر می آیند انرژی جوانان را در امور مفید مانند انواع هنرها و ورزش و .... هدایت می کنند . اما ما چه نشسته ایم . وای به حال ما با این مستی و بودن در خواب نیستی . باز این دوستمان می گفت« در کشورهایی مثل اسپانیا که گاوبازی می کنندو گاوها را در خیابان رهانموده و آنجا هم همانطور که می دانید چندین نفر طی این بازی کشته می شوند ؛ و چین که آنها هم جشن نور دارند و چندین نفر هر ساله در آنجا هم کشته می شنود . اما آنها این رسوم را رها نمی کنند چون به آن پایبندند و برایشان ارزش دارد . پس ما چرا این رسم را رها کنیم ؟» همه انسانها آرزو دارند به خاطر امری مهم کشته شوند و نامشان جاویدان بماند و من نمی دانم این چه حماقتی است که ما برای یک لذت چند لحظه ای و یا به قول دوستمان تخلیه انرژی باید به خود و دیگران آسیب بزنیم ؟ از سویی چرا مافقط باید اعمال بیهوده کشورهای دیگر را برای خود سرمشق قرار دهیم و حاضر باش برای یادگیری کارهای بی فایده شان باشیم و هر وقت پای یادگیری کارهای خوبشان می رسد خود را به مردن می زنیم ؟ واقعا سوالی شده برای من راستی این را هم باید بگویم که فروشندگان پیراهن در اسپانیا و فروشندگان مواد منفجره در چین هستند که از این رسوم سود می کنند و خوشا به حالشان که با ایجاد یک خرافه توانستند پول کلان به جیب بزنند .!!!!! در ایرانش آمار به دستمان نرسیده چون فقط آمار دیگران را در دستمان قرار می دهند . امیدوارم که این مراسم با تغییراتی که به سودمندی آن منجر می شود ادامه یابد و از حالت خرافه درآید و واقعا به یک جشن تبدیل شود که همه در آن بخندند نه اینکه یک عده بخندند و گاه بعد از خنده به بیمارستان رجوع کنند . و یک عده دیگری را هم که نخندیدند به بیمارستان بفرستند .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 13:19 توسط نویسنده |
|
|
یارانه چرک کف دست است و به کسی وفا نکرده یارانه ها هم بالاخره نقدی شد و هر چی محمود ( منظور محمود احمدی نژاد است ) گفت بزارین این پولها را تو بانک تا دو ماه دیگر قبض هاتون آمده یکهو سکته نکین و بتوانید قبض ها یتان را بپردازید برخی ها گوش به حرفش ندادیم و همان روز اول رفتیم و پول ها را گرفتیم . البته بسیاری از ما حق داشتیم چون چاله چوله تو زندگیمون از بس زیاد شده که همین پول یارانه ها به عنوان چسب زخم هم برای ما قوت است . مردم چه گناهی دارند ، تو برخی از مناطق کشور کارخانه ها ورشکسته است و کارکنان بیچاره اش با سیلی صورتشان را سرخ می کنند و خیلی از مردم ما با فقر دارن کشتی می گیرند و سر و کله زدن جای خود دارد . می شناسم کارگری را که با قرض زندگی شان را می چرخانند و بعد هر چی گـیرش می آید باید بدهد طلب قرض هایش ، یعنی هیچ وقت هیچی ندارد آموزشگاه های ما هم چیز کاربردی که به جوانان یاد نمی دهند که بتوانند کاری انجام دهند و درآمدی داشته باشند و می افتند تو هزار راه نادرست و برای گذران عمر هم باید پول داشت دیگه !!!! البته یک عده هستن که خودشون خودشون را فقیر کردن ، با چشم و هم چشمی ، با بلندپروازی های نا به جا و با ریخت و پاش و بد استفاده کردن از درآمدهایشان که البته این طرح برای آنها خیلی عالی است که یک مقدار برنامه ریزی را یاد بگیرند مهاجران فکر نکنید می خواهم کارتون مهاجران با نقش آفرینی لوسیمی و اقای پـتـیـبل و سگش و آقای دکتر و دیگر بازیگران این پویا نمایی را تعریف کنم . منظور مهاجرانی است که از کشورهای دیگر وارد ایران می شوند . از سویی خوبی این طرح اینه که پول را فقط به ایرانی ها می دهند و غیر ایرانی ها کم کم باید به فکر جای دیگری برای زندگی باشند ، البته برخی از این غیر ایرانی ها الان از ثروتمندان کشور هستند و رفتنشان برای ما ضرر هم دارد که البته آنها به جایی نمی روند . خداییش باید قبول کرد که این مهاجرین ادمهای کوشایی هستند و دست به کارهایی می زنند که هرگز یک جوان ایرانی حاضر به انجام آن نیست و برای خودش عار می داند . در حالی که آنها هر کاری را می کنند چون در کشور ما امنیت را نسبت به کشور خود حس کردند. این ظلم نیست این ظلم نیست که یک کارگر ساده با ماهی 150 هزار تومان بگیره 81 هزار تومان و یک آدم دیگر با حقوق چند میلیونی در ماه هم همان اندازه بگیره . خوشه بندی چیز خوبی بود، که نکردند . البته بودند اشخاصی که ماهی چند میلیون می گرفتند و چز خوشه یک یعنی با کمترین درآمد حساب می شدند و کسی ماهی چند صد هزار می گرفت و جز خوشه دو یعنی با درآمد متوسط حساب می شد .!!!!!!! رحم و مروت رحم و مروت هم خوب چیزی است که در این دوران وانفسا کم پیدا می شه . خیلی ها می خواهند شیره همدیگر را بکشند و پدر هم را دربیاورند . دیگه کمتر کسی به دیگری رحم کنه و اگر کمی به هم رحم می کردیم زندگی خیلی راحت تر می شد ، مسلمانی مان را فراموش کردیم که به این بلایا مبتلا می شویم . یک پیشنهاد امروز که با دوستان بودیم یکی پیشنهاد داد که برای اینکه فشار اثرات طرح رایانه ها کم کنیم بهتر آن است که خانه را اجاره داده و هر روز به نزد یکی از فامیلان و اشنایان گرام رفته ، هم صله رحم کنیم و هم خرج خود را سبک و البته خرج طرف مقابل را سنگین . البته اگر کسی راهمان نداد به داخله خانه اش باید در خیابانها بگردیم و کارتن خوابی نماییم . به قول شاعر : بنشینم و کارتون خوابی پیش گیرم دنباله ی کار خویش گیرم از این به بعد کسی فکر نکنم هوس مهمونی رفتن به سرش بزند چون بالاخره هر رفـتـنی یک برگـشتی هم دارد . منگنه ، پرس امروز که به خانه برگشتم تو اتوبوس و تاکسی حرف همش سر همین طرح بود . یکی می گفت ما را گذاشتن لای منگنه ، آن یکی می گفت ما را دارن پرس می کنن و این چند وقت قبل که قانون مجازات حمل اسلحه سرد و گرم را گفتن به خاطر این بوده که بعد از طرح یارانه ها کسی به آن یکی اعتراض نکند و کسی نتواند کاری کند ( توجه ، توجه : این بخش «منگنه و پرس» از گفته های مردم است و من فقط شنیده ها را گفتم و هزاران نفر دیگر از این طرح حمایت می کنند و محاسنش را می گویند که شما می توانید در شبکه های تلویزیونی محاسنش را هم بشنوید ؛ و این که کلا ما هیچ مسئولیتی را از باب این بخش از نوشته ها قبول نمی کنیم ) نان قیمت نان را با یارانه اش باید سنجید و دید که عملا یارانه حداکثر 10 روز را آنهم اگر به صورت درویش مسلکانه زندگی کنیم به ما دادند و 20 روز را باید یک جوری سر کنیم . تاکسی از این به بعد چون کرایه تاکسی ها هم اضافه می شود نمی توان با این یارانه ها خرج همه چیز را داد باید پیاده روی در پیش بگیریم تا دخلمان با خرجمان در بیاید و برای آنکه سر موقع برسیم باید چند ساعت قبل از قرارمان به سوی محل قرار حرکت کنیم . اینها همه یک حسن دارد و آن هم این است که مردم ورزش می کنند و از آن سو کمتر می خورند و روز به روز سالم تر می شوند و ان شاء الله روز به روز مردمی سالم تر خواهیم داشت . اما وای به حال انان که خیلی چاق و درد پا و کمر دارند زیرا که بعد از مدتی می میرند و البته برای ورثه شان خوب می شود و تو این گیر و دار پولی بهشان می رسد البته اگر پولی مانده باشد . آخر سخن در این باب بسیار و سلسله دراز و حوصله کم است و ما دگر نمی نویسم و می گذاریم جا برای جوان تر ها باز شود بر بی نظمی متن ما خرده نگیرید که مانیز کم کم داریم چون عابر بانکهای پر کار جای خیلی چیزها را گم می کنیم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 11:44 توسط نویسنده |
|
|
اگر مسلمان نیستید آزاده باشید ( اما حسین «علیه السلام ») چه جمله ی زیبا و پر مفهوم و بزرگی که این بزرگمرد تاریخ ، امام حسین آن را به زبان می آورد و یادگاری بزرگ برای ایلام به جا می گذارد . اماچقدر این جمله مهجور و مظلوم ماند حتی در میان آنان که ادعای طرفدارای امام حسین ( علیه السلام ) را دارند، یک جمله ای بود که : قبـر اخرین تجمل است . الان می بینیم مراسم های عزاداری ما هم کم کم به سوی تجمل پیش می رود و اگر در مورد قبر تجمل کمتر است اینجا کاملا دارد فراگیر می شود و ازادگی از تعلق ها به کناری گذاشته می شود خوب است برای اثبات این ادعا به برخی از دسته های عزاداری و مراسم عزاداری توجهی کنیم : مداحین و روحانیون ازبرخی مداحین چه بگویم که دلم خون است ، که امام معصوم و فرزندان و یارانشان را در حد یک آدمی که خوشکل بود ، ماه پیشونی و ابرو کمانی ، پایین می آورند و اینها هدفشان آب بود و سیراب کردن خانواده و اصحاب و گویی برای کسب آب به کربلا رفته بودند در آنجا یزیدیان مانع از آب یابی آنها شده بودند . اینها که خوب است یک عده که برخی از این امامان را در حد خدایی برده و به پرستشش مشغول هستند و برخی نیز آهنگهایی کاملا اسلامی را برای مداحی این بزرگان انتخاب می کنند . جالبش می دانید کجاست ؟ اینکه نهادهای دولتی چون ارشاد و سازمان تبلیغات و.... خود به این مداحی ها مجوز می دهند و بعد روسای همین ادارات از این مداحی ها شکایت دارند . به یاد سخن سعدی افتادم که می فرماید : از دشمنان برند شکایت به دوستان چون دوست دشمنست شکایت کجا بریم و اینکه اقا فلانی چه مداحی کرد چقدر شور به پا کرد چه سینه زنی بود و مداحش بین المللی؟ بود والی ما شاء الله اما برخی از روحانیون گرامی که پدر حرف های تکراری را در آورند و الان روز دیگر تمام تلاششان شده که اشکی از مردم بریزند که براساس گفته خودشان : در حدیث است که هر بر امام گریه کند گناهانش بخشیده شود . یک سوال ؟ اگر این هر کس یزید باشد باز بخشیده می شود ؟ سوال دیگر خدا مگر حق الناس را هم می بخشد ؟ اینجاست که این روحانیون چون خر در گل فرو رفته و بر هر که این سوال را پرسید انگ کفر و ضدیت با امامن معصوم را بزنند . می توان به راحتی گفت که بسیاری از روحانیون در مطالعه ی کم و بی اطلاعی به سر می برند اما رنج نمی برند از سویی اینها در بیان ما وقع محرم هم یک وحدت روایت هم تقریبا در میانشان وجود ندارد و برخی ها چیزهایی می گویند که بر امام نمی گنجد و تازه پیام امام و محرم و عاشورا که بماند . خانه خدا مسجد ها هم کم کم دارد خالی از مردم می شود و آن نقشی را که در گذشته به خوبی ایفا می نمود دیگر از آن ربوده و برخی از به عنوان هیات ها پذیرفته اند که هرگز نمی توانند به اندازه ی مساجد به نقش افرینی بپردازند . دسته ها ی عزاداری یا دسته های خودنمایی علم : پرچم علم را که همه شما ها دیده اید ، جدیدا ملاک و اعتبار علم ها قسمت های فلزی است که به شکل پر بر روی علم ها نسب می کنند و می گویند که : فلان علم 5 پر بود یا 4 پر بود و هر چقدر پرهایش بیشتر باشد برای دسته و انکس که علم را حمل می کند افتخاری است و از سویی یک باغ وحش از حیوانات را می توانید در این علم ها ببینید که معلوم نیست چرا نسب است اصلا هم فلسفه ای پشتش نیست . نمی دانم قضیه ی این شکل علم از کجا پیدا شد . اگر منظور از علم ، آن پرچمی است که حضرت اباالفضل العباس حمل می نمودند، همه می دانم که آن حضرت در میدان جنگ اگر با این علم های امروزی می رفت به اولین ضربه شمشیر کشته می شد و نمی دانم چرا عادت داریم بزرگان دین را مسخره کنیم . رقص پا و زنجیر و نگاه محبوب دسته هایمان که سرتا پا حسینی است . برخی زنجیر زنانی که در دسته ها زنجیر می زنند ناگه می بینی که حرکت های آتروباتیک و رقص پایی انجام می دهند که خود استادان هنر های رزمی در کشور چین هم نمی توانند چنین رقص پایی انجام دهند . از سویی اکثر این حرکت ها به خاطر عزاداری است و اصلا فکر نکنید که جوانان گرامی برای جلب نظر محبوبگان دست به چنین کاری می کنند . و از سویی وزن زنجیر ها هم ملاک و اعتباری شده است برای اثبات مردانگی و جلب نظر محبوبگان طبل و ابزار الات ایجاد صدا از سویی خرید وسایل صدایی بزرگتر و گران تر هم برای برخی ها نوعی اعتبار شده است که مثلا ما طبلمان در سایز بزرگ بود و برای دسته شما کوچک تر بود . از سویی هماهنگی و ریتمیک زدن این ابزار آلات با یکدیگر هم مسئله ای شده است ، چه تمرین هایی که برای هماهنگ زدن نمی کنند ( اگر این هماهنگی در موسیقی کشوری بود حتما ما در صدر موسیقی های بین المللی بودیم ) مشاغل و مشغول ها البته برای ساخت این ابزار آلات مشاغل کمی ایجاد می شود که نمی توانند آنها را مشاغل تولیدی نامید و باید انها را مشاغل مصرفی نامید و از سویی بازار فروش وسایل صوتی و ابزار ایجاد صدا ( طبل و...) در این مدت یک تکانی می خورد که می توان آن را در حد زلزله دانست. از سوی دیگر عذه ای از جوانان کشور مشغول می شوند ، هرچند این مشغولی زیاد مفید نیست اما بهتر از حضور در محافل سرتا سر غیر مفیدی است که در ایام دیگر دارند . دولت تایید می کنم که دولت کاملا در این مورد مبرا از هر گونه از خطاست!!! اما اگر همین اتفاقات در حکومت دیگری می افتاد صدای اسلام از بین رفت هم از سوی برخی ها بلند می شد . هر چند این خود ما مردم هستیم که بسیاری از این مصیبت ها را به وجود می آوریم کلام آخر در اینجا مجمل گفتیم که شما عزیزان حدیث مفصل از مجمل ما بخوانید . دیگر حوصله نداشتم در مورد قمه زنی و دادن شماره و پیامک از سوی برخی جوانان به برخی دیگر و خنده و شوخی های بعد از مثلا هیات های عزاداری صحبت کنم یک عده پا نشوند بگویند فلان مداح خوب است و فلان روحانی خوب می گوید و فلان دسته و هیات کارشان درست است . ما همه اینها را می دانیم اما بحث از اکثریت است که کارشان را درست انجام نمی دهند نه از اقلیت . اگر حرف امام خمینی را ملاک بگیریم که می گـفت : این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است . با این تعاریفی که ما از بزرگداشت این واقعه ی مهم گفتیم باید گفت که اگر رفتار خود را اصلاح نکنیم به واسطه تحریف محرم ، اسلام هم تحریف خواهد شد التماس دعا |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم آذر 1389ساعت 21:51 توسط نویسنده |
|
|
سلام وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ (بخوريد و بياشاميد و زيادهروى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست نمىدارد)( سوره اعراف آیه 31) اسْراف - (اصطلاح اخلاقى) اسراف يعنى زيادهروى. و اصطلاح اخلاقى است و آن چنان بود كه در اموال وجوه بد مانند شهوات و لذات صرف شود و يا زياده از حد واجب در وجه واجب خرج شود. (اخلاق ناصرى ص 174) و نزد فقهاء عبارت از زيادهروى در كارهاست و زيادهروى در هر امرى را گويند و آن حرام است، چنانكه فرمود «إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ». و بر ذوق جوانمردان، اسراف آنست كه حظ نفس در آنست و گر چه حبه بود يا ذره.
این آیه و تعریفی از اصطلاح اسراف را همه تقریبا می دانند اما عمل به آن را در بسیاری از موارد ترک می کنیم و این از فراموشکاری ماست . مدتی قبل با چند تن از دوستان در مورد ان موضوع قدیمی که می گوید: اگر در کشور چین هر نفر در هر روز یک دانه برنج هدر دهد با جمعیتی تقریبا 1 میلیارد و 400 یا 500 میلیون نفر ( بنده اطلاع دقیق ندارم ، شما ببخشید ) روزانه در حدود همین مقدار برنج هدر می رود و شما بیاندیشید که چه سرمایه عظیمی هدر می رود . ما در نزد خود گفتیم که حالا این مثال را برای کشور خود در نظر بگیریم و حساب کردیم که در روز در حدود 70 میلیون نفر ( البته در این بین نوزادان و کهنسالان و برخی اقشار فقیر درست است که رنگ برنج را نمی بینند اما عده ای هستند که به جای آنها دارند کرور کرور برنج هدر می دهند ) هر کدام یک دانه برنج هدر بدهند می شود 70 میلیون دانه و اگر فرض کنیم که هر فرد یک کیسه ی صد کیلویی در سال مصرف کند و در هر کیسه 1میلیون دانه وجود داشته باشد خواهید فهمید که روزانه برنج مصرفی سالانه ی 70 نفر دارد هدر می رود و همین 70نفر را در 365 روز سال ضرب نماییم می فهمیم که برنج مصرفی سالانه ی 25/550 نفر در کشور درسال در حال هدر رفتن می باشد ( با یک حالت خوشبینانه ) و اینجاست که ما معنی این ایه را فهمیدیم که اسراف چه ضربه ای به همه ی انسانها می تواند بزند . از سویی در کشور ما در مصرف بسیاری از چیزها ( نان ، اب ، برق و.....) اسراف صورت می گیرد و این شاید به علت قیمت هایی است که پایین نگه نداشته می شود و افراد قدر آن چیزی را که با زحمت به دست نمی آورند را نمی دانند و اصلا به صورت کلی در نظام خانوادگی و تربیت هایمان امری به نام برنامه ریزی و استفاده درست از وسایلمان را آموزش نمی دهیم و از همه بدتر در کشور ما کسی قدر زمان را نمی داند همان چیزی که برگشتش غیرممکن است . ان چه ندارد عوض ای هوشیار عمر عزیز است غنیمت شمار نکته : مطلب در این مورد زیاد است و ما شمه ای از بسیار گفتیم و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 22:45 توسط نویسنده |
|
|
این هم ابیات و اشعاری که قولش را داده بودیم بفرمایید نوش جان آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید دست بدار از طعام مایده جان رسید جان ز قطیعت برست دست طبیعت ببست قلب ضلالت شکست لشکر ایمان رسید لشکر والعادیات دست به یغما نهاد ز آتش والموریات نفس به افغان رسید البقره راست بود موسی عمران نمود مرده از او زنده شد چونک به قربان رسید روزه چو قربان ماست زندگی جان ماست تن همه قربان کنیم جان چو به مهمان رسید صبر چو ابریست خوش حکمت بارد از او زانک چنین ماه صبر، بود که قرآن رسید نفس چو محتاج شد ، روح به معراج شد چون در زندان شکست جان بر جانان رسید پرده ظلمت درید ، دل به فلک بر پرید چون ز ملک بود دل باز بدیشان رسید زود از این چاه تن دست بزن در رسن بر سر چاه آب گو یوسف کنعان رسید عیسی چو از خر برست گشت دعایش قبول دست بشو کز فلک مایده و خوان رسید دست و دهان را بشو نه بخور و نه بگو آن سخن و لقمه جو کان به خموشان رسید غزلیات شمس ********************************************************** برق خاشاک گنه ، روزه تابستان است دود این آتش جانسوز به از ریحان است می توان یافت ز سی پاره ماه رمضان آنچه ز اسرار الهی همه در قرآن است هست در غنچه ی لب بسته ی این ماه نهان گلستانی که نسیمش نفس رحمان است مشو از عزت این مهر الهی غافل که در این مهر بسی گنج و گهر پنهان است ماهرویی که شب قدر بود یک خالش در سراپرده ماه رمضان پنهان است می کند روزه ماه رمضان عمر دراز مد انعام درین دفتر و این ایوان است غفلت از تشنگی و گرسنگی کم گردد که لب خشک بر این بند گران سوهان است باش با قد دو تا حلقه این در صایب که مراد دو جهان در خم این چوگان است دیوان صایب – غزل حکایت لطیف سوالی نیزاز ما شده است در باب این بیت حضرت حافظ که فرمود : زان می عشق کز او پخته شود هر خامی گر چه ماه رمضان است بیاور جامی پرسیده شده که آیا حضرت حافظ در ماه رمضان به معاصی امر فرموده است ؟ در جواب باید به چند نکته اشاره شود : اول اینکه بحث می عشق است و از این می ها تا فعل توسط فتوا دهندگان حرام نشده دیگر اینکه زمان مصرف این می بعد افطار و به ویژه سحر می باشد که حضرت امام فرمود : ماه رمضان شد می و میخانه برافـتاد عشق و طرب و باده به وقت سحر افـتاد یعنی از این می ها می تواند در این بازه زمانی استفاده ببرید تا بر روزه شما خـلـلی وارد نشود و اصلا حافظ نیز بعد افطار این بیت را سروده و طلب می عشق نمودند |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 23:35 توسط نویسنده |
|
|
ماه رمضان شروع شد با تمام خوبی هایش اما اما بیایید یک مقدار واقع نگر باشیم و فقط به حسن ها نپردازیم و واقعیت ها را هم ببینیم ماه رمضان شروع شد ، مردم چند دسته شدند : آنانی که روزه می گیرند و آنانی که روزه نمی گیرند هر کدام از این دو گروه هم می تواند به چند شاخه تبدیل شوند : آنانی که روزه می گیرند : اعم از آنانی که روزه می گیرند یعنی آنانی که تلاش می کنند خود را از معاصی نیز علاوه بر تحمل تشنگی به دور بدارند( عده ای اندک ) و انانی که از صبح تا غروب گرسنه و تشنه می مانند. آنانی که روزه نمی گیرند : اعم از آنانی که بی هیچ علتی روزه نمی گیرند و به خاطر این عمل بر خود می بالند و آنانی که به علتهای مختلف اعم از ناتوانی جسمی روزه نمی گیرند و بسیار از روزه نگرفتن ناراحت هستند براساس آمار منتشر نشده از سوی سازمان های دولتی ، گروهی که با افتخار تمام روزه نمی گیرند سال به سال در حال افزایش هستند ( تکذیب و تاییدش بماند پس از اعلام رسمی ) زخم های قدیمی معده بله ، به قول یکی از آشنایان که می گفت : ماه رمضان که شروع می شود عده زیادی زخم معده شان عود می کند و به همین دلیل نمی توانند روزه بگیرند ، جالب اینجاست که این زخم معده 11 ماه پنهان بوده و یکهو رخ نموده است و برخی از این افراد زخم معده دار تا همین دیروز پاکتی سیگار می کشیدند ( الله اعلم ) کار از کار چه بگوییم که در ماه های عادی اداره جات ما به زور 2 ساعت کار مفید داشت آن هم در زمانی که کارمند گرامی هر نیم ساعت به نیم ساعت چایش به راه بود و از این به بعد باید فاتحه کار مفید را بخوانیم . دور کاری که بماند جای خود ، در کشور ما کارمندان با نزدیک کاری هم از کار در می روند و برای رفاه خانوده هاشان در بخش های دیگر به کار می پردازند و حقوق هر دو جا را می گیرند. ارزانی یادی نیز از اقلام مصرفی خانوار بکنیم که دولت قول داده قیمت های نجومی ( پوزش می طلبم زیرا که در ایران تورم تک رقمی شده و قیمت ها بسیار مطلوب است و البته مبنای این تورم اعلام شده کالاهای مصرفی مردم را در بر نمی گیرد ) تصحیح می کنم قیمتهایی که دولت در پی پایین نگه داشتن شان است و گاه نمی توانداین کار را بکند را پایین اورده تا برای افرادی چون ما که فرسنگ ها زیر خط فقر هستیم ( زیرا چند وقت پیش خط فقر در ایران درآمدی کمتر از ماهی 900/000 تومان اعلام شد که یادم نیست این رقم تکذیب شده باشد یا نه و با این معیار ما در زیر خط زندگی هستیم و فقر مال خودتان ) شرایطی را فراهم آورد که بتوانیم نان و پنیری بر روی سفره افطار ببریم ( خرید نون و پنیر در خانه را ما تقـبل خواهیم کرد و دیگر اقلام با دیگران ) ماه تمرین علاوه بر اینکه ماه رمضان ماه تمرین برای ترک گناه و تمرین افزایش خوبی هاست ، تمرینی برای اماده شدن برای نقدی شدن یارانه ها نیز خواهد بود و به همین جهت از خانوار محترم خواهشمندیم که برنامه ریزی را در ماه رمضان ۵ سالی که قرار است یارانه ها برداشته شود یاد بگیرند تا بعدها با کمبود یارانه مواجه نشوند و یارانه ای را که قرار است با تورم تک رقمی ارایه شود به صورت بهینه استفاده نمایند. روزی بدون سیگار از برکات این ماه آن است که آنان که سیگاری هستند و روزه دار، در طول روزهای این ماه از سیگار کناره رفته و دستگاه تنفس سالمی برای خود و دیگران فراهم می کنند . البته این موضوع تا دم افطار را شامل می شود و از آن پس سیگارها هوا را به نیکوتین آغشته می نمایند شکم های گرسنه و پر غذا بیچاره این شکم ها ی روزه دارانی که خود را در روز از خوردن منع می کنند و به جایش در طول شب چنان به عملیات هضم گرفتار می شوند که باید چند برابر روزهای عادی در طول شب ( از افطار تا سحر به صورت لا ینقطع ) اسید ترشح بنمایند تا آن غذاهایی را که به صورت تصاعدی وارد معده و شکم شده را هضم نمایند . مژده مژده لاغری در 30 روز برخی می اندیشند با پی گرفتن شیوه بالا ، یعنی روز روزه گرفتن و شب تلافی را درآوردن می توانند از وزن مبارک کاسته و دور شکم را کم عرض نمایند تا شاید بعد از این ماه بتوانند لباسی اندامی بر تن نموده و کیف دنیا را ببرند . زهی خیال باطل نگران نباشید به فروشندگان سیگار و محصولات غذایی قول صد در صد داده می شود که اگر جلویشان برای فروش در طول روز گرفته شود به جایش هر شب از این ماه به جای چند روز کاسبی خواهند کرد و پس جای هیچ نگرانی نیست . گناهان مشروع برخی از گناه ها نیز در این ماه با کلاه شرعی قوی تر از گدشته می آیند و میدان را به هیچ وجه ترک نمیکنند : غیبت به وصف تبدیل می شود و دروغ مصلحت می گیرد و تهمت می شود نظر و الی آخره برای آنکه دو فردای روزگار انگ آمار نادرست به ما زده نشود اعلام می دارم که تمام مطالب گفته شده ( آمارها سر جای خودش) مورد تایید ما نمی باشد چند شعر هم در پست بعدی تقدیم دوستان می شود تا با زبان شعر با برکات این ماه آشنا شویم |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 23:55 توسط نویسنده |
|
|
مدتی در کار ما تاخیر شد مدعی در غیبت ما شیر شد یک مدت ننوشتیم و دوستان ما را به کپک زدگی و به روز نبودن و ... از این جور توهمات متهم کردند . ما نه ادعای به روز بودن داریم و نه ادعای هر روز نوشتن . ساقی و مطرب و می جمله مهیا است ولی عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست ما که مشکل یار نداریم و اصلا در پی یاری که برخی از منحرف الفکران تعبیر می کننند نیستیم . برای ما نوشته ها فراهم بود و تایپ شده اما « حالی » برای قرار دادن آنها نبود . حالا هم برای خاطر دوستان این را گذاشتیم تا بعدها ما را به عصر دایناسورها و حجر نسبت ندهند . از نداشته ها نوشتیم ، تا شاید روزی داشته باشیم . متن بلند است و از این جهت از دوستان پوزش می طلبم اما حرف های من در آخر متن بد باشد آنچه از کتاب دکتر عالم در ابتدای متن امده خوب است . بفرمایید ، نوش جان ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 16:5 توسط نویسنده |
|
|
شرق را از خود برد تقـلید غرب باید این اقوام را تـنـقـیـد غرب قوت مغرب نه از چنگ و رباب نی ز رقص دختران بی حجاب نی ز سحر ساحران لاله روست نی ز عریان ساق و نی از قطع موست محکمی او را نه از لادینی است نی فروغـش از خط لاتـیـنی است قوت افرنگ از علم و فن است از هـمین آتش چراغش روشن است حکمت از قطع و برید جاده نیست مانع علم و هـنر عـمامه نیست علم و فن داری جوان شوخ و شنگ مغز میباید نه ملبوس فرنگ فکر چالاکی اگر داری بس است طبع دراکی اگر داری بس است گر کسی شبها خورد دود چراغ گیرد از علم و فن و حکمت سراغ ترک از خود رفته و مست فرنگ زهر نوشین خورده از دست فرنگ زانکه تریاق عراق از دست داد من چه گویم جز خدایش یاد یار بنده ی افرنگ از ذوق نمود میبرد از غربیان رقص و سرود نقد جان خویش دربازد به لهو علم دشوار است ، میسازد به لهو از تن آسانی بگیرد سهل را فطرت او درپـذیرد سهل را سهل جستن را در این دیر کهن این دلیل آنکه جان رفـت از بدن علامه افبال لاهوری – جاوید نامه در این بیت ها به علت پیشرفت غرب که همان علم اندوزی است اشاره شده است نه چیز های دیگر . البته علم یکی از دلایل پیشرفت غرب به شمار می رفت و از دیگر دلایل « کار » در غرب می باشد و استعمار و استثمار و ...... . البته ناگفته نماند که علم در غرب فقط به ابداعات مادی پرداخته و هر چه بیرون آمده برای رفاه مادی به کار گرفته شده است و به معنویات در اکثر موارد توجهی نشده است . از سوی دیگر مفهوم کار نیز برای سود به کار گرفته شده و دوره هایی به قول خود متفکران غربی ، کارگران در غرب به استثمار کشیده شده اند و می شوند . اما آنچه می خواستم بگویم این است که هم علم و هم کار مفید در کشورما در بین اقشار مختلف جامعه از پیر و جوان گرفته طرفداران بسیار دارد و جوانان ما که به هرزه گردی در خیابان ها نمی پردازند و بی سوادی در بین آنها رایج نیست و کارمندان و کارگران ما که بالاترین سطح سواد و بالاترین میزان ساعات کاری در جهان را دارند . با این برنامه ما حتما به قدرت منطقه ای که چه عرض کنم به قدرتی جهانی تبدیل می شویم .!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! چه باید بکنیم ؟ در جواب آنان که از ما راه حل نیز می خواهند ، باید ... مسئولان خود را دقیق انتخاب کنید ، بوروکراسی خراب کشور باید به یک بوروکراسی مفید تر تبدیل شود ، آموزش و پرورش باید متحول شود ، اداره ها باید کوچکتر و مفید تر کار کنند ، خود مردم باید به فکر کار باشند و... اینجا که می گوییم خود مردم باید به فکر کار باشد تن هزاران نفر به لرزه در می اید ، تعداد زیادی از جوانان خواهان یک عدد میز شیک در یکی از ادارات دولتی هستند تا کار نکنند و پول بگیرند . بحث کار که می شود در ایران اصلا کار وجود ندارد . مسئله این نیست که کار وجود ندارد مسئله این است که اکـثریت مردم دولتی بار آمده اند ، هر چیز که می شود خواهان آن هستند که دست خود را به سوی دولت دراز کنند، هیچ وقت به خودی خود نمی خواهند حرکت کنند . همین مردم خواهان کوچکتر شدن دولت و همین مردم خواهن دست بردن دولت در بسیاری از امور هستند . در اروپا زمانی پیشرفت به وجود آمد که افراد بر همت خود تکیه زدند نه دولت های خود . ********************** ما تا آنجا که می دانستیم نوشتیم ، دوستان خطایی دیدند یا بیشتر می دانند به ما اطلاع دهند . متشکر |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی و یکم فروردین 1389ساعت 20:27 توسط نویسنده |
|
|
آب زنید راه را هـیـن که نگار می رسد مژده دهـیـد باغ را بوی بهار می رسد فصل بهار فصلی که فصل آغاز شکوفایی و زنده شدن در عالم و کاینات می باشد در حال آغازیدن می باشد و ما نیز قسمتی از کاینات آدمی نیست که عاشق نشود وقت بهار هر گیاهی که به نوروز نجنبد حطب است ( حطب : هیزم ) درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند جهان جوان شد و یاران به عـیـش بـنـشـستـنـد حیف نیست ، ما که از گیاهی و پرنده ای کم نیستیم نغمه ی عشقی ، طراوتی ، تغییری . بابا حرکتی . نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگر باره جوان خواهـد شد این حضرت باد صبا از بر یار تشریف آوردند که پیر را جوان می کنند . و آدمی کمی اهـل بشارت باشد و اشارت بداند این نفـس را با آغـوش باز پذیرا خواهـد بود و دم را غنیمت می شمارد که : ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی مایه ی نقـد بقا را که ضمان خواهد شد ما نیز چیزی نمی خواهیم به جز از حضرت ساقی : عـیـد شـد ساقی بیا در گـردش آور جـام را پـشـت پا زن دور چـرخ و گردش ایام را سین ساغر بس بود ای ترک ما را روز عید گو ، نباشد هـفـت سیـن رندان دُرد آشام را ( ترک : زیبا روی _ دُرد : رسوبات ته مانده ی شراب )
سری هـم به دنیای عـلم آموزان می زنیم به به که بهار و عید نوروز آمد نوروز شد و به خلق نو روز آمد طفلان دبستان همه گشتند دلشاد آزادی روزشان ز نوروز آمد آری همه ی دانش آموزان از شنیدن خبر نوروز در پوست خود نمی گنجند ، گویی که مژده ی آزادی به آنها داده ای !!؟؟
اما برای گرفـتن عـیدی این بیت را که کمی پاچه خواری در آن نهـفـته است را به شما پیشنهاد می نماییم : ز روی تست عـیـد آثار ما را بیا ای عـیـد و عـیـدی آر ما را
یادی از آنانکه در ایام عـیـد به مشکلاتی گرفتار هـستـنـد و می توان گـفت که عید برای آنها عید نمی شود که : روز بر من مهجور به تلخی گذرد عید و نوروز به رنجور به تلخی گذرد در این بین باید از برخی از مشاغل اعم از پلیس ها و آتش نشانها و پرستاران و .... که ایام عید نیز واقعا در حال انجام خدمت می باشند یاد کنیم و یک خسته نباشید به آنها بگوییم . کلامی در کمال حضرت علی ( علیه السلام ) مولای متقیان می فرمایند : عـیـد آن روزی است که در آن گناه نباشد . به راستی که تیر کلام را به نقطه کمال نشان زدند و حرف را تمام نمودند و نکو معیاری برای عید برای ما قرار دادند . حضرت امام نیز درپـیـروی از حضرت امیر المومنین علی ( علیه السلام ) بیتی می فرمایند : آن روز که عالم ز ستمگر خالی است ما را و همه ستمکشان را عید است به راستی که آن روز می تواند برای همه عید باشد . هدیه ی حضرت سعـدی : بـرآمـد باد صـبـح و بـوی نـوروز بکـام دوسـتـان و بـخـت پـیـروز مـبـارک بادت ایـن سـال و هـمـه سـال هـمـایـون بادت این روز و همه روز چو نرگـس چـشم بخت از خواب برخاست حـسد گـو دشمنان را دیده بردوز بهار خـرم اسـت ای گـل کـجـایی که بینی بلبلان را ناله و سوز جهان بی ما بسی بوده است و باشد برادر جز نکـونامی مـیـنـدوز نکـویی کـن که دولت بینی از بخت مـبـر فـرمان بـد گـوی بـد آموز منظور حضرت سعدی در بیت آخر از نکویی همان عیدی دادن است یعنی بیشتر بدهید و بیشتر هم بگیرید. امیدوارم که تمامی ایرانیان در تمام جهان سال نکویی را در پیش داشته باشند و کشور عزیزمان قله های افتخار را سریع تر از همیشه بـپـیـماید و بـویژه قـله های علم و معـرفـت را . *************************************************************** یک توضیح کوچک آنکه مقـصود ما از نگار و بهار در بیت اول شخصی و آدمی نبوده است و این را می گوییم که دو روز دیگر بر ما وصله ای نچـسـبانـند . بالاخره منحرف فکر زیاد داریم . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 18:18 توسط نویسنده |
|
|
« بسم الله الرحمن الرحیم » محمد که آفـریـنـش هـسـت خاکـش هـزاران آفـرین بر جان پاکـش فرخنده میلاد گوهـر یگانه ی هـستی حضرت خاتم المرسلین محمد مصطفی ( درود خدا بر او و خاندان پاک و معصومـش باد ) آن که زبان ما در بیان او به قصور رفته و خداوند ایشان را بزرگ نموده و در حق ایشان فرموده که ( لقد جاعکم فی رسولکم اسوه الحسنه ) و او را اسوه خوبی ها دانسته و رحمتی برای عالمیان را بر تمامی کاینات که وامدار رحمت اوست تبریک عرض می کنم . زبان این حقیر مقصور اما سعدی ( علیه الرحمه ) زیبا سروده که : ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نباشد به اعتدال محمد قدر فلک را کمال و منزلتی نیست پیش قدر با کمال محمد وعده ی دیدار هر کسی به قیامت لیله الاسری شب وصال محمد آدم و نوح و خلیل و موسی و عیسی آمده مجموع در ظلال محمد عـرصه ی گیتی مجال همت او نیست روز قیامت نگر مجال محمد و آنهمه پیرایه بسته جنت فردوس بو که قبولش کند بلال محمد همچو زمین خواهد آ سمان که بیفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد شمس و قمر در زمین حشرنتابد نور نتابد مگر جمال محمد شاید اگر آفتاب و ماه نتابد پیش دو ابروی چون هلال محمد چشم مرا تا به خواب دید جمالش خواب نمی گیرد از خیال محمد سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمد بس است و آل محمد و به راستی که سعدی حقیقت را بیان نمود و با همین ابیات تا ابد خود را جاویدان نموده است .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 15:37 توسط نویسنده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1389 دی 1389 آذر 1389 آبان 1389 مرداد 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 |
| پیوندها |
|
اسم مورد علاقه اش پارسا علوی بود پیوند هاش بدک نیست انگلیسی دان ها بروند هر کس انسانی را زنده کند گویی تمامی انسان ها را زنده نموده تلاشی برای عقلانیت؟ |
|
RSS
|